X
تبلیغات
IRANIAN NURSING & EMT HOME CENTER - استرس شغلی پرستاران

IRANIAN NURSING & EMT HOME CENTER

NURSING & EMT PROBLEM & NURSING & EMT EDUCATION & NURSING & EMT TRAINING & iranian nursing chat room

استرس شغلی پرستاران

 

مقدمه

در يك سازمان سالم سلامت جسمي و رواني كاركنان به همان اندازه مورد توجه
و علاقه مديريت سازمان قرار مي گيرد كه توليد و بهره وري مورد تأكيد قرار گرفته
است (1). از سوئي بهداشت رواني كاركنان عامل تعيين كننده اي در افزايش
بهره وري از نيروي كار و ارائه خدمات بهتر و مؤثرتر توسط هر سازمان است(2).
امروزه نيروي انساني به عنوان ارزشمندترين سرمايه سازمان با مسائل و
مشكلات عديده اي روبروست. كارشناسان مديريت و روان شناسان سازماني
توجه خود را به عواملي كه در افزايش يا كاهش كارائي انسان تأثير مي گذارد،
معطوف داشته و تلاش مي كنند با شناسائي اين عوامل و به كارگيري تمهيدان
لازم بر تأثير عوامل مثبت افزوده و ار نقش عوامل منفي بكاهند يكي از اين عوامل
تنيدگي شغلي[1] است كه آثار نامطلوبي بر جسم و روح نيروي انساني داشته
و از كارائي آنان مي كاهد(3)

 

روش مشكل يابي

بر اساس مروري بر مطالعات انجام شده در 12 سال اخير  داخلي و خارجي مسئله
پرستاري" تنيدگي شغلي  و عوامل مؤثر بر آن" مشخص گرديد.

 

"مسئله پرستاري: تنيدگي شغلي در حرفه پرستاري بالا مي باشد"

 

تعريف مفاهيم

تنيدگي: در روان شناسي، تنيدگي به معناي تحت فشار قرار گرفتن  تعريف شده است.
رايس[2] به نقل از هانس سليه[3]، تنيدگي (استرس) را پاسخ غير اختصاصي بدن
در برابر هر گونه درخواست تلقي نموده و هدف پاسخ هاي غير اختصاصي را ايجاد
تعادل و سازگاري فيزيولوژيك مي داند (4).

استرس شغلي: كنش متقابل بين شرايط كارو ويژگي هاي فردي شاغل مي باشد،
به گونه اي كه خواسته هاي محيط كار بيشتر از آن است كه فرد بتواند از عهده آن برآيد.
استرس شغلي عكس العملهاي عاطفي و فيزيكي ناخوشايندي است كه نتيجه
تعاملات بين كارمند و محيط كار وي مي باشد بطوريكه تقاضاهاي شغل بيشتر از
قابليت ها و منابع كارمند هستند.(5)

پرسنل پرستاري: شامل پرستاران فارغ التحصيل، بهياران، و كمك بهياران مي باشند.(5)

 

تاريخچه مشكل

 

تنيدگي جزئي شناخته شده از پرستاري نوين است كه به مقدار خيلي كم مفيد است
(6) اما در دراز مدت بيماريهاي مزمن مانند پرفشاري خون، بيماريها قلب و عروق، آسم،
و... را بر جاي مي گذارد(7). همچنين استرس هاي شغلي بر سلامتي افراد تأثير داشته،
كيفيت زندگي را كاهش مي دهد و و احتمال وقوع مصدوميت هاي ناشي از كار را
افزايش مي دهد(8). محيط هاي شغلي نظير اتاق عمل، بخش هاي سوختگي،
روان پزشكي و... مي توانند تأثيرات قابل توجهي بر وضعيت بهداشت رواني كاركنان
داشته باشند(2). ويلكينسون[4] به نقل از مقامات آموزش بهداشت بريتانيا مي نويسد
مشاغلي چون پرستاري، پليس، مددكاري اجتماعي و معلمي به عنوان چهار حرفه
با تنش بالا تشخيص داده شده اند. ژاك[5] و همكارانش در تحقيقي بر روي پرستاران
شاغل در بخش اورزانس، ميزان تنيدگي شغلي پرستاران شاغل را در حد بالا گزارش
نمودند (9) منصوريان ميزان تنيدگي شغلي در پرستاران شاغل در بخشهاي
مراقبت هاي ويژه بيمارستانهاي شهر تهران را در حد متوسط بيان كرده است(1).
هايندز[6] و همكاران نيز در بررسي كه بر روي پرستاران بخش انكولوژي كودكان
انجام دادند، ميزان تنيدگي شغلي در نمونه هاي مورد پژوهش را در حد متوسط
بيان كردند (10).

طبق تحقيق موسكارف و هيس[7] در انگلستان كه بر روي دو گروه 50 نفري از
پرستاران شاغل در بخش هاي عمومي و بخش رواني صورت گرفت، پرستاران
شاغل در بخش هاي عمومي نسبت به بخش رواني استرس و تنيدگي بيشتري
را تجربه مي كنند(11). از سوئي ديگر تنيدگي شغلي مي تواند منجر به فرسودگي
شغلي[8] در پرستاران گردد كه بر اثر آن قواي فيزيكي و هيجاني فرد تحليل رفته
و موجب بروز نگرش ها و پاسخ هاي منفي فرد نسبت به خود و سايرين
مي گردد(12و13).

تنيدگي همچنين با خشونت شغلي ارتباط منفي و معناداري داشته به طوريكه با
افزايش تنيدگي، سطح رضايتمندي و متعاقب آن بهداشت رواني پرسنل كاهش
مي يابد (14و15). طبق يك برآورد تقريبي، مشكلات ناشي از كار براي اقتصاد
ایالات متحده سالانه 75 تا 90 ميليارد دلار هزينه در بر دارد (16). و بر اساس گزارش
ديسنزو و ديويد[9]، در انگلستان سالانه تقريباً 5 ميليارد پوند از اين راه خسارت وارد
مي شود(3). تحقيقي كه توسط كولي[10] در مورد اثرات تنش زاي محيط كار بر
پرستاران انجام شده ، حاكي از آن است كه 93% پرستاران مرتباً تحت تاًثير عوامل
تنش زاي محيط كار قرار دارند. زماني كه بسياري از جنبه هاي تنش زاي شغل
پرستاري خارج از حيطه  كنترل باشند . (مانند فشار كاري بالا، مرگ بيماران،
ساعات كاري زياد و...) تراكم فشارهاي وارده، تأثيرات خود را در زندگي فردي و
شغلي پرستاران بر جاي خواهد گذاشت (17)

يعقوبيان و همكارنش در مطالعه اي در پرستاران بيمارستانهاي مازندران ميزان
استرس شغلي پرساران را در حد متوسط گزارش نموده اند. پرستاران عوامل زير
را به عنوان شايعترين منابع تنيدگي مطرح كرده اند. روابط بين همكاران، محيط كار،
حجم زياد كار، مشكلات ارتباطي با بيماران و بستگان آنها، تعارض بين خانه و كار،
فشارهاي ناشي از مشكلات صلاحيت و اعتماد حرفه اي، فقدان حمايت از طرف
سوپروايزرها، مسئوليت سنگين، ساعات كار طولاني، شرح وظايف زياد، مشكلات
مديريتي، تناقض در وظايف(18)

آمار منتشره از شوراي بين المللي پرستاري در سال 2002 حاكي از آنست كه
استرس شغلي علت 90-60 % مراجعات كاركنان به مراكز پزشكي مي باشد و
همينطور بيان مي كند كه كاركناني كه تحت  استرس شغلي بالائي قرار دارند
30% بيشتر دچار حوادث كاري مي شوند.(5)

بررسي ها نشان مي دهد كه پرستاران منابع تطابق مؤثري جهت مقابله با
استرس
شغلي ندارند. جالب آنكه ميزان فرسودگي شغلي پرستاران ايران از ميزان
استاندارد جهاني بالاتر گزارش شده است. بنابراين لازم است مديران پرستاري
لازم است جهت بكارگيري راهكارهاي مقابله اي براي كاهش استرس شغلي
پرستاران توجه ويژه اي نشان دهند.

 

بررسي مشكل در حرفه پرستاري از ابعاد مختلف

در حرفه پرستاري عوامل استرس زاي شغلي متعددي وجود دارند. هر كدام از اين
عوامل به نوبه خود سهم بسيار بزرگي در ايجاد استرس در بين قشر پرستاربر عهده
دارند. فشار روحي و رواني كه بر اين قشر وارد مي شود، تبعاتي نيز به همراه دارد.
افزايش خطاهاي شغلي ، تنها يكي از ده ها مشكل كاري پرستاران است. در نتيجه
ضرر مستقيم ناشي از كمبود نيروي پرستاري متوجه بيماران است. با مطالعات
بيشتر نظريه صاحبنظران در اين رابطه ذكر گرديده است.(19)

  

·        ساعت كاري بالا:

در قانون براي مشاغل سخت و زيان آور 36 ساعت در هفته تعيين شده، اما ساعات
مصوب پرستاران در كشور اكنون 44 ساعت در هفته است، در حاليكه اين ميزان
ساعت كاري براي حرفه پرستاري كه از جمله مشاغل سخت و زيان آور به شمار
مي آيد، بسيار زياد است. نتايج مطالعه اي كه در دانشگاه علوم پزشكي ايران
انجام شد، نشان داد اغلب پرستاران شاغل در مراكز درماني به دليل حجم بالاي كار
و كمبود پرسنل پرستاري، از اختلالات اسكلتي عضلاني رنج مي برند.(19)

 

·        عدم امنيت شغلي:

 استخدام نشدن پرستاران و بستن قراردادهاي 3،6 و12 ماه بخصوص در  پرستاران
شاغل در بخش هاي خصوصي نيز مي تواند اسباب تنش و نگراني را در اين قشر
فراهم آورد.(19)

 

·        نبود امكانات مناسب و تجهيزان كافي:

 عدم وجود امكانات كافي براي رسيدگي به همه بيماران به طور مستقيم باعث
زحمت و ايجاد فشار كاري براي پرستاران مي شود، چرا كه انها بايد با چنين امكانات
كمي پاسخگوي همه بيماران باشند.(19)

 

·        بار كاري زياد:

تراكم زياد بيمار و كمبود كادر پرستاري، حجم كاري پرستاران را دوبرابر كرده است.
بر اساس استاندارد جهاني تعداد پرستاران به ازاي هر تخت بيمارستاني دو نفر
است كه اين مقدار در ايران به 9/0 و حتي در برخي مناطق به 5/0 مي رسد و نيز
بر اساس همين استاندارد جهاني به تعداد هر هزار نفر جمعيت 8 تا 9 پرستار است
كه اين رقم در ايران به طور خوش بينانه 1 نفر است. با توجه به اين استاندارد
بيمارستانهاي كشور نياز به 240 هزار نيروي متخصص دارد اين در حالي است كه اكنون
تنها حدود 85 هزار پرستار در سراسر ايران مشغول به كار هستند. به عبارت ديگر به
علت تعداد كم پرستاران سه چهارم خدمت بيماران بر روي زمين مي ماند.(19)

 

·        دستمزد پايين:

در حالي كه حرفه پرستاري جزء سخت ترين مشاغل معرفي شده، اما پرستاران از
كم ترين حقوق و مزايا برخوردارند. آنها را بر آن داشته است تا در چند شيفت كاري
در مراكز درماني حضور يابند كه اين امر بدون ترديد نقش مؤثري در كاهش
توانايي هايشان دارد. 80 درصد كار درمان در بيمارستانها را پرستاران انجام مي دهند
اما سهم پزشك از يك عمل جراحي در بيمارستان 85 درصد، سهم بيمارستان
10 درصد و سهم پرستار از يك عمل جراحي كمتر از 5 درصد است. در شرايطي كه
دستمزد پرستاران در جهان در رديف هاي دوم و، سوم و يا چهارم دستمزدها قرار دارد.
در نظام بهداشتي ايران، فاصله دستمزد اين قشر با ساير بخش ها بسيار زياد است
و در نظام سلامت كشور تنها حرفه اي كه تعرفه ندارد، خدمات پرستاري است.(19)

·        بي توجهي به شأن و جايگاه واقعي پرستاران در جامعه:

 جايگاه مهم اين شغل و شأن اجتماعي آن به طور صحيح و كامل شناخته نشده است.
بسياري از بيماران به پرستار به چشم يك خدمتكار نگاه مي كنند، كه اين امر موجب
تضعيف روحيه و كاهش حس دلسوزي آنان خواهد شد در حالي كه پرستار بسياري
از علوم پزشكي را فرا گرفته و در نبود پزشك مراقب سلامتي بيماران است.(19)

 

·        اضافه كاري اجباري:

اضافه كاري هاي اجباري باعث مي شود كه پرستاران نتوانند استراحت كافي
داشته باشند و ساير جوانب زندگي خويش رسيدگي كنند. مثلاً اگر موظفي پرستاري
براي شيفت دهي 27 شيفت در ماه است گاهش آنان مجبورند تا 40 ساعت هم
شيفت بدهند. اضافه كاريهاي اجباري و فعاليت مداوم در ايام تعطيل باعث شده كه
اكثر پرستاران كشور همواره خسته و خواب آلود بوده و خيلي زود پير، فرسوده و
بيمار شوند.(19)

 

·        سختي كار پرستاران:

همانطور كه در مقدمه ذكر شد با توجه به طبقه بندي هاي جهاني شغل پرستاري
پس از كار در معدن به عنوان سخت ترين حرفه معرفي گرديده است. اين سختي
مي تواند از هر دو جنبه روحي و جسمي مطرح باشد.(19)

 

·        تغييرات ناگهاني در وضعيت بيماران:

 اين امر به خصوص در بخش مراقبتهاي ويژه محسوس است چرا كه در بخش
مراقبت هاي ويژه استرس و اضطراب به حدي است كه اگر همه بيماران هم در
وضعيت مطلوب باشند، باز پرستار بايد تمام حواس خود را جمع كند و در هر لحظه
يكايك بيماران را تحت نظر داشته باشد. آنها بايد كاملاً هوشيار باشند، چرا كه حيات
اين بيمراان در گرو يك لحظه است و غفلت رد اين بخش ها اصلاً معنا نداشته و
موجب پشيماني غير قابل جبراني مي شود.(19)

 

·        كار به صورت شيفتي و شبكاري:

 شب كاري موجب باز نشستگي زودتر از موعد به دليل ناتواني زودرس مي شود.
علاوه بر آن كيفيت زندگي اين افراد نيز بسيار پايين تر زندگي افراد عادي يا شاغلان
در نوبت هاي صبح و عصر است. همچنين مسائلي چون سرطان سينه، زخم معده،
اختلالات خواب و بروز مشكل در بارداري از مشكلات زناني است كه در شيفت
شب كار مي كنند.(19)

·        فعاليت در فضاي فيزيكي نامناسب و غير استاندارد:

 كار در بيمارستانها و مراكز درماني كه از نظر استانداردهاي فيزيكي مناسب نبوده و
امكانات اوليه اي مثل نور، گرمايش و سرمايش و... به خوبي تأمين نشده است،
علاوه بر اينكه باعث ناراحتي و اعتراض بيماران شده (به طوريكه گاهي پرستاران را
مجبور به ارائه توضيح مي كنند) براي پرستاران نيز مشكلات جسمي ايجاد كرده و
آنها رد انجام وظايفشان دچار مشكل مي كند.(19)

 

·        تعارض با پزشكان، بخصوص پزشكان آنكال و بي تجربه:

 اين پزشكان به پرستاران اعتماد نداشته و به توضيحي كه پرستاران در مورد وضعيت
بيماران ارائه مي دهند همواره بي توجه اند. غيبت پزشكان كشيك در مراكز درماني
از مشكلات پرستاران است كه طي روزهاي كشيك به جاي حضور در بيمارستان، در
مطب خود به مداواي بيماران مي پردازند در صورتيكه برخي امور مانند تكميل برگ
مشاوره كه بايد بر بالين بيمار انجام شود، به دليل غيبت پزشك و عدم معاينه بيمار،
با مشكل روبرو مي شود. مديران برخي بيمارستانها و مراكز خيريه جهت صرفه جوئي
در هزينه ها، پزشكان تمام وقت را استخدام نكرده، لذا پرستاران هستند تا تلفني
دستورات پزشكان را انجام دهند.(19)

 

·        تعارض بين همكاران:

حرفه پرستاري يكي از مشاغلي است كه نيازمند همكاري و همدلي فراوان ميان
همكاران است چرا كه وجود تعارض و ناسازگاري ميان پرستاران باعث مي شود
كه آنها احساس حمايت و پشتيباني نكرده و با مشكلات جدي در انجام فعاليت هاي
مربوط به حرفه روبرو بوده و احساس ناكامي به آنها دست مي دهد.(19)

 

·        عوامل روحی روانی

مسئولیت درقبال مراقبت از بیماران، رسیدگی به موقعیت های اورژانس و اخذ تصمیم
درست، به ویژه در زمانی که دسترسی به سایرین غیرممکن یا مشکل است از عوامل
استرس زا در حرفه پرستاری، محسوب می شوند. مواجهه با آثار شدید ناشی از تروما
و حوادث (یا آثار متعاقب آنها) از عوامل استرس زای دیگر در این حرفه، به شمار می روند.
وقوع ناگهانی حوادث، سوانح و بیماری های حاد باعث می شود که در اغلب
بخش های اورژانسی، دوره های زمانی کاری پر از استرس و تنش توام با کار فیزیکی
زیاد رخ دهد که قابل مقایسه با سایر اوقاتی که در آنها آرامش نسبی برقرار است، نیست.
در کنار این مسائل باید به نوبت های کاری طولانی یا کار در شیفت های طولانی
هم اشاره کرد که می توانند آثار سوء بر سلامتی داشته باشند.(19)

·        تماس مكرر با درد و رنج بيماران:

مواجهه مكرر با بيماران و تألمات ناشي از بيماري در ذهن و روحيه پرستاران تأثيرات
نامطلوبي بر جاي مي گذارد.(19)

 

·        محيط هاي كاري مختلف:

 محيط هاي شغلي همچون اتاق عمل، بخش هاي سوختگي، روانپزشكي و...
مي توانند تأثيرات قابل توجهي بر وضعيت بهداشت رواني كاركنان داشته باشند.
ميزان استرس در پرستراان شاغل در بخش اورژانس بسيار زياد است. يا مثلاً ميزان
استرس پرستاران شاغل در بخش مراقبت ويژه در حد متوسط بوده و پرستاران شاغل
در بخشهاي عمومي نسبت به بخش اعصاب و روان استرس بيشتري تحمل
مي كنند.(19)

 

·        عدم اطمينان از درمان:

نكته اي كه بسياري اط مسئولان به ان توجه نمي كنند اين است كه پرستاران ايران
نيز بايد همانند ديگر كشورهاي جهان با شركت در كلاسهاي آموزش تخصصي با
جديد ترين آموخته هاي پزشكي اشنا شده و بيماريهاي جديد را بشناسند تا در
مواقع بحران با مشكل روبرو نشوند و بتوانند مانند پزشك عمل شوند.(19)

 

اهميت مشكل

افراد براي ارضا برخي نيازهاي خود به كار اشتغال مي ورزند. كسب درامد، فعاليت
هدفمند جسمي و رواني، ايجاد فرصت هايي براي برقراري ارتباط و تماس اجتماعي،
احساس شايستگي و عزت نفس از جمله نيازهاي افراد به كار مي باشد از
مشخصات يك سازمان سالم آن است كه سلامت جسمي و رواني كاركنان به همان
اندازه مورد توجه و علاقه مديريت سازمان قرار گيرد كه توليد و بهره وري مورد تأكيد
قرار گرفته است. استرس شغلي يكي از موضوعات مهم مورد مطالعه در رفتار
سازماني است و به دلايل مختلف در مديريت نيروي انساني راه پيدا كرده است.
استرس شغلي به عنوان يكي از مهم ترين خطرات شغلي در عصر مدرن، مطرح
مي باشد و مي تواند باعث كاهش توليد، غيبت از كار، جابجائي نيرو، تعارض هاي
كاري و بالاترين هزينه هاي بهداشتي و درماني كاركنان گردد.(19)

استرس در محل كار، هم براي فرد و هم براي سازمان موجب خسارت و زيانهاي فراوان
مي شود. طبق يك برآورد تقريبي، مشكلات ناشي از كار براي اقتصاد ايالات متحده
سالانه 75 تا 90 ميليارد دلار يا حدود 10 درصد توليد ناخالص ملي زيان به بار مي آورد.
يك بررسي در انگلستان نشان داده است كه بيماريهاي مربوط به استرس در هر سال
180 ميليون روز كاري را از بين مي برد.(19)

اصولاً تمام حرفه هائي كه با سلامتي و جان انسانها سروكار دارد همواره پرتنش بوده
و سلامتي جسمي و رواني شاغلين مذكور را تهديد مي كند. از جمله اين شغلهاي
پرتنش پرستاري مي باشد، چرا كه پرستار فردي است كه مسئول كنترل و مانيتورينگ
24 ساعته بيماران بوده و طبعاً به طور مستمر در معرض عوامل متععد تنش زاي سنگين
و سبك است. پرستاري، حرفه اي پويا و حمايت گر است كه از قوانين اخلاقي خاصي
پيروي مي كند و ريشه ان مراقبت از بيمار يعني مفهومي كه در چهار زمينه فعاليت
آن (كارعملي، آموزش، مديريت و تحقيق) نهفته است. انجمن ملي ايمني حرفه اي
امريكا، پرستراي را در رأس 40 حرفه پراسترس معرفي كرده است. شكي نيست كه
در دراز مدت، اين عوامل مي تواند ايجاد فرسودگي شغلي كرده و بر روند فعاليت
حرفه اي اين قشر زحمتكش اثرات سوئي بر جاي بگذارد.(19)

همانطور كه گفته شد استرس شغلي مي تواند براي پرستاران اثرات مختلف فيزيولوژيكي
و روانشناختي داشته و بر سلامتي آنها اثر سوئي بگذارد و از سوئي ديگر با افزايش
حوادث كاري تأخير و غيبت از كار و كاهش بهروري و تعهد سازماني به افت كيفيت
مراقبت منجي مي شود.(18)

كولي  مي نويسد پرستاران افرادي هستند كه بيماران خود را بهبود مي بخشند اما
خود بيمار مي شوند و اگر اين روند همچنان ادامه پيدا كند روز به روز  تنيدگي آنان
روبه وخامت خواهد گذاشت و در پژوهشهاي خود به نتيجه رسيد كه 93% پرستاران
پيوسته تحت تأثير عوامل استرس زا قرار دارند و 83% آنان نسبت به سال گذشته
كاري خود بيشتر دچار تنيدگي شده و 29% آ»ان اظهار داشتند كه اين تنيدگي باعث
عصبي شدن آنان شده و 16% به مشروبات الكلي روي آورده اند، 42% در ارتباط
با ديگران دچار مشكل شده اند، 64% سردرد، 62% اختلال خواب، 30% اختلال معده،
30% افزايش وزن، 31% مشكلات جنسي را عنوان كرده اند(20)

بدون شك بي توجهي به استرس هائي كه مرتباً به كاركنان دولت بويژه به پرستاران
وارد مي شود به مرور باعث مي شود سازمان فاقد نيروهاي با انگيزه و روحيه كافي باشد
و توان و استعدادهاي بوجود آمده در طول ساليان دراز خدشه دار شده و فرسوده شوند
. زيان ديگري كه چندان به چشم نمي آيد و جبران ناپذير تر از بقيه است متوجه زندگي
انسان هاست اين موضوع از آن جهت درخور توجه است كه آثار استرس قابل سرازير شدن
از محيطي به محيط ديگر يا انتقال از حوزه اي به حوزه ديگر است. آثار استرس شغلي چه
بسا موجب روابط افراد بويژه روابط همسران مي شود و رنج و ناراحتي پدران و مادران به
كودكان منتقل مي شود و كيفيت زندگي لطمه مي خورد.(20)

بر اساس آمارهاي اعلام شده از سوي سازمان نظام پرستاري كشور 75 درصد پرستاران
دچار افسردگي و انواع ناراحتيهاي جسمي و روحي هستند و كمتر مي توان پرستاري را
يافت كه پس از 12 سال كار، دچار ناراحتيهاي فيزيولوژيكي، بيماريهاي عفوني يا ناراحتيهاي
روحي نشده باشد. اكثر پرستراان در سن باز نشستگي، انسان هاي ضربه ديده و از كار
افتاده هستند زيرا در طول دوران كاري، وظايفي تقبل كرده اند كه اصلاً در حوزه وظايف آنها
نبوده است. با توجه به گفته هائي كه عنوان مي شود كار پرستاري پس از كار در معدن
به عنوان سخت ترين مشاغل شناخته شده است، با اين وجود پرستاران از كمترين حقوق
و مزايا در كشور برخوردارند و جايگاه و شأن اين شغل هنوز به طور كامل و صحيح و كامل
در جامعه ما معرفي نشده است.(19)

در كشور ما 80 درصد شاغلين سيستم بهداشت و درمان را پرستاران تشكيل مي دهند.
همچنين 80 درصد كارها هم به دوش پرستاران گذاشته شده است. با توجه به اينكه
سلامت جسمي و رواني پرستاران و شدت استرس از عوامل تعيين كننده در كاهش كمي
و كيفي بازده كاري بوده و با كيفيت عملكرد آنها در مراقبت از بيماران در ارتباط مي باشد
و نيز با كاهش عملكرد شغلي، مشكلات جسمي و رواني فراوان براي پرستاران بوجود
آمده و به مرور زمان در آنها ايجاد فرسودگي شغلي مي كند بنابراين مديران و مسئولان
و برنامه ريزان بهداشتي و درماني كشور بايستي با بررسي ميزان استرس شغلي
پرستاران در بيمارستانهاي دولتي و خصوصي و عوامل مؤثر بر آن وبرنامه ريزي  و اجرا
 راهكارهاي مؤثر از عواقب سوء احتمالي استرس شغلي پيشگيري كنند.(19)

به همين دليل در دهه هاي اخير بسياري از مؤسسات در كشورهاي توسعه يافته با
تمهيداتي از جمله برنامه هاي كمك به كاركنان كوشيده اند تا به طور جدي با استرس
شغلي مقابله كنند(20)

 

علل و زمينه هاي مؤثر بر مشكل

استرس شغلي با عوامل مختلفي در ارتباط مي باشد كه اين عوامل در دو دسته عوامل
مربوط به كار و عوامل مربوط به فرد و عوامل محيطي طبقه بندي مي شوند.(21)

 

الف- عوامل مربوط به كار

 

*    تبعيض:

 اگر سازماني بين كاركنان تبعيض قايل شود و دليل محكم و قانع كننده اي براي آنان
نداشته باشد حتماً در بين كاركنان اختلافاتي به وجود خواهد آمد كه مي تواند منحر
به استرس شود.(21)

 

*    فناوري:

كاركنان از اينكه توسط ابزارهاي كنترلي زير نظر گرفته  شده و برده فناوري شده اند و
همين فناوري عاملي شده كه كارشان را از دست بدهند، احساس عدم اطمينان
مي كنند.(21)

 

*    اذيت و آزارهاي شغلي:

عدم رسيدگي به شكايات و پرداخت غرامت به كاركنان، كارهاي تكراري، رقابت غير
معمول بين پرسنل و ناديده گرفتن خواسته ها باعث كاهش روحيه پرسنل، افزايش
حملات رواني و خشونت هاي شغلي مي شود.(21)

 

*    حقوق كم:

عدم پرداخت حقوق و امكانات مناسب و اختلاف بين نتايج كار و ارزيابي عملكرد انجام
گرفته، خصوصاً هنگامي كه اين اختلاف ناشي از تعصبات نژادي و مسائل جنسيتي
باشد باعث نااميدي در بين پرسنل شده و ايجاد استرس مي نمايد.(21)

 

*    تنش در كار:

عوامل تنش زا تقريباً در زندگي همه افراد وجود دارد. محيط كاري نيز بنا به شرايط خود
بي بهره از چنين عواملي نيست. اگر اين عوامل خارج از كنترل كاركنان باشند به
آسيب هاي جدي منجر خواهند شد. لذا ضرورت دارد مديران، اين عوامل و منابع استرس
را شناخته و آنها را رفع يا كنترل نمايند.(21)

 

*    شرايط كاري:

 عواملي چون شرايط نامطلوب كاري، تند كردن كار، تلاش طاقت فرساي فيزيكي،
ساعات بسياري را در محيط كار گذراندن و پركاري مفرط، موجب اختلال در سلامت
رواني مي شود. كار خسته كننده و تكراري و محيط نامطلوب فيزيكي و رواني از
جمله: سروكار داشتن با افراد تندخو، و همكاران پرخاشگر، علاوه بر اختلال در
سلامت رواني موجب كاهش سلامت جسماني نيز مي شود اين افراد زودتر و
بيشتر از افراد ديگر به بيماري مبتلا مي شوند و ديرتر بهبود مي يابند.(21)

 

*    نوع ارتباط كاري:

 بعضي افراد زمانيكه خيلي نزديك با ديگران كار مي كنند احساس ناراحتي مي كنند
در حالي كه عده اي در كنار بقيه كار نكنند احساس تنهائي مي كنند، در هر حال
نوع ارتباط كاري(مثبت يا منفي) مي تواند باعث ايجاد استرس گردد.(21)

 

*    ابهام در نقش:

اگر شخص اطلاعات كافي از شغلي كه به عهده گرفته نداشته باشد بدين معني كه
اهداف كاري وي چنان كه بايد و شايد واضح و صريح نباشد و او نتواند با اين اهداف و
انتظارات خود ، همكاران و مسئوليت هاي محوله ارتباط درستي برقرار كند، اين
حالت موجب افسردگي، عدم احساس رضايت از زندگي، كاهش اغتماد به نفس،
عدم رضايت شغلي و كاهش انگيزه شغلي مي باشد.(21)

 

*    ناسازگاري نقش:

 ناسازگاري نقش زماني اتفاق مي افتد كه فرد مجبور مي شودبه مجمعه اي از
الزامهاي شغلي مغاير تن بدهد. مانن پزشكي كه از او خواسته مي شود دست
به روش درماني بزند كه مخالف اخلاق پزشكي است.(21)

 

*    مسئوليت:

 هر چه ميزان مسئوليت فرد در مقابل ديگران بيشتر شود شخص بايد دقت و زمان
بيشتري را در واكنش و برخورد با سايرين صرف كند و در نتيجه استرس نيز بيشتر
خواهد شد. اين مسئله به نحو چشمگيري به افسردگي، اضطراب و روانپريشي
منجر مي گردد.(21)

 

*    روابط با مافوق:

در شرايطي كه كاركنان رئيس خود را فردي با فكر و ملاحظه كار احساس مي كنند
روابط دوستانه اي ايجاد مي شود كه بر اساس اعتماد متقابل، احترام و صميميت
بوده، موجب عدم بروز استرس بر كاركنان خواهد شد. كاركناني كه احساس
مي كنند رئيس مراعات آنها را نمي كند و نسبت به منافع آنها بي تفاوت است
تحت استرس بوده و بيشتر در معرض آسيب هاي رواني هستند.(21)

 

*    روابط با همكاران:

نبودن روابط خوب بين همكاران عامل اساسي و محور بي اعتمادي، عدم صميميت
و رقابت ناسالم يكي ز عوامل مهم موجد استرس است.(21)

 

*    عدم امنيت شغلي:

در شرايط فعلي دنيا هيچ شغلي دائمي نيست و حفظ شغل و بقا آن بستگي به
ميزان فعاليت خود فرد دارد ولي عدم آگاهي از اين موضوع موجب ترس از كنار
گذاشته شده مي شود كه از جمله عوامل ايجاد فشارهاي رواني است. چنين
حالتي موجب مي شود فرد قبل از آنكه به طور طبيعي از كار باز نشسته شود
احساس فرسودگي و كسالت روحي كند. ترس از تنزل مقام يا كنار گذاشته شدن
در افرادي كه مي دانند به مدارج بالا و بالاترين سطح پيشرفت در كار خود رسيده اند
بسيار شديدتر است. اين افراد به پركاري مي پردازند تا همچنان خود را در اوج
نگه دارند و در عين حال مي كوشند عدم احساس امنيت شغلي را مخفي كنند
و بدين ترتيب بيش از پيش در معرض استرس قرار مي گيرند.(21)

 

*    ساعت كار زياد:

 فشار به پرسنل جهت كار بيشتر و اضافه كار جهت كسب بهره وري بيشتر باعث
شده كه كاركنان كمتر به مسائل خانوادگي پرداخته و احساس نمايند بين كار و
روابط خانوادگي مي بايست يكي را انتخاب كنند كه اين مسئله موجب عدم رضايت
و منجر به استرس شغلي مي شود.(21)

 

*    ورود به محيط كار:

 هنگامي كه فردي وارد محيط كاري جديد مي شود بيش از هر زمان ديگري آمادگي
براي استرس دارد. بويژه از آن رو كه تازه واردان در مي يابند كه آنچه در ذهن خود
نسبت به چگونگي يك محيط كار مي پنداشتند با آنچه در واقعيت مي بينند تفاوت
دارد.(21)

 

*    جابجايي:

  جابجايي شغل ممكن است فرد را معرض استرس بيشتري قرار دهد زيرا در او احساس ناپايداري و ناتواني پديد آورد و از خواسته هاي كاري ناشناخته مي ترساند.(21)

 

*    گرانباري نقش:

به اين معني كه اگر فرد نتواند از پس انجام كاري كه بخشي از شغل معين اوست برآيد دچار استرس خواهد شد. اگر مدير يا سرپرستي به قول يا تعهد خود در قبال زيردست عمل نكند و همچنين برعكس اگر همين كار توسط زيردست صورت گيرد موجب استرس در فرد مقابل شده و باعث كارشكني و دلسردي خواهد شد.(21)

 

*    كم باري نقش:

وضعيتي كه در آن از مهارتهاي شخص به طور كامل و تمام استفاده نمي شود. به طور كلي مي توان گفت كه كم باري نقش زماني ناخوشايند است كه توان كاركنان بيش از آن باشد كه براي شغل محول به آنها لازم است. (21)

در مجموع مي توان بيان كرد كه اين استرسورها در محيط كار منجر به كاهش چشمگير توانائي انجام كار، كاهش انگيزه و كاسته شدن از علاقه و يا شوق به كار، غيبت از كار، كندتر از معمول كار كردن، فرسودگي كاري، كاهش بهره وري، بهانه آوردن براي ناتمامي كار، ناتواني در تمركز حواس به كار، خودداري از ايجاد روابط متقابل با همكاران، افزايش حوادث و آسيب هاي ناشي از كار و از دست دادن شغل و صدها مشكل ديگر مي شود كه مديران بايد به اين مهم توجه ويژه اي نمايند(21).

 

ب- عوامل مربوط به فرد

·        ويژگيهاي شخصيتي:

مثلاً شخصيت تيپ A ناشكيبا، سختكوش، رقابت جو و به طور مستمر مقيد به زمان است ولي تيپ B غير وابسته به محدوديت زماني، بردبار، و رقابت جوئي كمتر است. اينطور به نظر مي رسد كه شخصيت تيپ A در روياروئي با استرس ها  آسيب پذيرتر هستند زيرا اين افراد خود را در موقعيت هائي قرار مي دهند كه احتمال ايجاد فشار رواني بيشتر است. همچنين احساس كنترل بر پاسخ شخص در برابر استرس، تأثير بسزائي دارد، پژوهشها نشان مي دهند كه كاركناني كه قادرند آهنگ كارشان را تنظيم كنند و درباره وظايف خود تصميم بگيرند نشانه هاي استرس در آنها كمتر است تا كساني كه چنين كنترلي ندارند(20)

 

·        سن:

هر سني فشارهاي رواني مخصوص به خود را دارد افراد جوان بيشتر از افراد مسن تحت تأثير تنش كاري قرار مي گيرند، به عبارت ديگر با افزايش سن ظرفيت تحمل استرس در افراد افزايش مي يابد.(22)

 

·        جنس:

زنان تا اندازه اي بيشتر از مردان در معرض عوامل استرس زا قرار مي گيرند وآثاري كه روي آنها ايجاد مي شود نيز متفاوت است. زنان از نظر فيزيولوژيكي با صرف نيروي كمتر با استرس مقابله مي كنند ولي اين صرفه جوئي  به تحمل ناراحتي رواني بيشتري منجر مي شود.(5)

 

·        حمايت اجتماعي:

حمايتي كه از طرف همكاران و سرپرستان صورت مي گيرد تأثير نيرومند مثبتي بر استرس شغلي دارد. حمايت اجتماعي دو نوع است:

1- حمايت عملي: مثل ارائه كمك هاي مالي يا نگهداري بچه ها(5)

2- حمايت عاطفي: مثل برقراري ارتباط اثر بخش و كمك به رها شده از استرسها و مشكلات حمايت اجتماعي تأثير عمده اي بر سلامت افراد دارد و به آنها كمك مي كند تا به طور اثر بخش به موقعيت هاي مشكل مقابله كند.(5)

·        تجارب گذشته زندگي فرد:

عامل ديگري كه روي تنش مؤثر است ميزان ثبات و آشفتگي زندگي افراد است. تحقيقات روچ و هلمز نشان داد كه آهنگ تحول زندگي تنش هائي را بوجود مي آورد كه منجر به بيماري يا ناخوشي مي شود، تحول ممكن است كند يا ناگهاني باشد.(20)

 

ج- عوامل محيطي

·        عوامل بيولوژيكي:

 پرستاران در مواجهه با بيماريهاي عفوني و مسري قرار دارند، گروهي از اين بيماريها از راه هوا انتقال مي يابند مثل سل و سارس و برخي نيز از راه خون منتقل مي شوند، مثل ايدز و هپاتيت هاي B وC. براي جلوگيري از ابتلا به بيماري و انتشار ميكروب ها، پرستاران مجبورند مرتباً دستان خود را بشويند و نتيجه آن التهاب پوستي و اگزما خواهد بود. همچنين به دنبال فرو رفتن سرسوزن آلوده يه بريدگي توسط وسايل تيز و لبه دار هم ابتلا به بيماريهاي عفوني وجود دارد كه بايد همواره در محيط هاي بيمارستاني مد نظر باشند.(23)

 

·        عوامل شيميائي

مواجهات شیمیایی در این حرفه، عبارتند از: مواجهه با موادشیمیایی که جهت نظافت، گندزدایی و سترون سازی به کار می روند.گازهای بیهوشی (نظیر اکسیدنیترو، هالوتان،دی اتیل اتر، متوکسی فلوران و غیره) داروها، لاتکس (موجود در دستکش های لاستیکی جراحی و سایر تجهیزات (23)

 

·        عوامل ارگونومیکی

موقعیت های کاری زیادی وجود دارند که پرستاران مجبورند جهت انجام کار، نیروی زیادی به کار برند؛ حرکات تکراری و سریع انجام دهند یا در وضعیت ها و حالات کاری

نامناسب قرار گیرند، مثل ایستادن یا راه رفتن به مدت طولانی بلند کردن زورآوردن زیاد به بدن (حمل کردن، کش و قوس برای دسترسی به بیماران، تجهیزات و وسايل.(23)

 

·        عوامل فیزیکي

بعضی از پرستاران در مواجهه با پرتوهای یونیزان (امواج ایکس و پرتوهای تابش یافته از رادیوایزوتوپ ها) و انواع پرتوهای لیزر قرار دارند(23)

 

 

·        عوامل مربوط به ایمنی

تجهیزات زیادی در نقاط مختلف بیمارستان قرار دارد، همچنین امکان ریختن مایعات متعدد روی زمین وجود دارد که خطرات متعاقب آنها عبارتند از: سرخوردن، برخورد کردن و سقوط. همچنین سوختگی و جراحت های ناشی از وسایل و تجهیزات استریل کننده هم باید به این فهرست اضافه گردند.(23)

 

 وضعيت فعلي و پيش بيني روندهاي آتي و پيامدهاي مرتبط در صورت عدم حل مشكل

جانسن[11] و همكارنش معتقدند رقابت بين بيمارستان ها، كمبود پرستار، بار كاري زياد و فقدان حمايت از سوي همكاران و سرپرستان و به همان اندازه كاهش شانس و پيشرفت حرفه اي، دلايل اصلي خستگي عاطفي پرستاران محسوب مي شوند و در واقع مي توان اينگونه نتيجه گرفت كه پرستاراني كه بين تلاش انجام داده در محيط كار و پاداش بدست آمده تعادلي نمي بينند به احتمال زياد بيشتر دچار خستگي عاطفي مي شوند.(5)

بر طبق تحقيقات اكوتي[12] و همكارانش بخش بزرگي از منابع استرس براي پرستاران مربوط به محيط كار و سازمان مي باشد. اين استرسهاي سازماني شامل موقعيت هاي كاري استرس زائي هستند كه مي تواند فيزيكي، روانشناختي و اجتماعي باشد.(5)

لي و وانگ[13] نيز در بررسي استرس شغلي و عوامل مرتبط با آن در پرستاران، عمده ترين منبع استرس شغلي آنها را بار كاري و مسئوليت آنها ذكر كرده اند.(24)

فرنچ و كاپلان[14] تعارض بين همكاران را مهمترين عامل استرس زاي شغلي معرفي كرده اند (25) همچنين راس معتقد است كه روابط بين همكاران و حمايت از طرف آنها عوامل كاهش استرس شغلي مي باشد. (20)

 

 در مطالعه اي كه توسط رحيمي و همكاران (1383) به منظور بررسي ميزان و عوامل مؤثر بر تنيدگي شغلي پرستاران در برخي بيمارستانهاي تهران انجام شد كه  111 نفر از پرستاران شاغل در بخش هاي مختلف يك بيمارستان آموزشي و يك بيمارستان غير آموزشي در اين پژوهش شركت داشتند. جهت جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه اي مشتمل بر دو بخش استفاده گرديد. بخش اول مربوط به خصوصيات فردي و حرفه اي بود و بخش دوم جهت سنجش ميزان تنيدگي شغلي در پنج بخش استرسهاي مديريتي، اقتصادي و رفاهي، رواني-اجتماعي، جسمي و محيطي، و يك سؤال باز تنظيم شده بود و به هر گزينه امتياز 0 تا 4 تعلق مي گرفت. يافته ها نشان داد كه از كل نمونه ها 1/44 % داراي تنيدگي بالا، 1/54 % متوسط و 8/1 درصد داراي تنيدگي كم مي باشند. بين ميزان تنيدگي شغلي و نوع بيمارستان از لحاظ آماري رابطه معناداري وجود داشت به طوريكه ميزان تنيدگي شغلي در بيمارستان اموزشي نسبت به غير آموزشي بيشتر بود. همچنين بين سابقه كار و ميزان تنيدگي رابطه معناداري وجود داشت و با توجه به اينكه درصد بالائي از پرستاران داراي تنيدگي متوسط هستند، لذا راهكارهائي جهت مقابله و پيشگيري از تنيدگي شغلي براي پرستاران پيشنهاد مي شود.(26)

 

در مطالعه ديگري كه توسط خداويسي و همكاران(1381) كه به منظور بررسي ميزان استرس شغلي در پرستاران بيمارستانهاي همدان انجام شد كه جامعه پژوهش كليه پرستاران  و محيط پژوهش كليه بيمارستانهاي شهر همدان تشكيل دادند. تعداد 310 نفر پرستار به روش سرشماري در پژوهش مشاركت كردند و ابزار جمع آوري اطلاعات از دو بخش اطلاعات دموگرافيك و سؤالات آزمون هينشاو و آتود كه با شرايط ايران تطبيق داده شد مورد استفاده قرار گرفت يافته ها نشان داد كه  3/51 درصد از واحد هخاي مورد پژوهش داراي استرس و 7/48 درصد بدون استرس بودند. و بيشترين استرس در گروه سني 20 تا 24 سال (5/65 درصد) و كمترين ميزان مربوط به گروه سني 35 سال و بالاتر(40 درصد) بوده است. بيشترين استرس در جنث مؤنث(4/53 درصد) و كمترين استرس مربوط به جنس مذكر(1/47 درصد) بوده است. بيشترين ميزان استرس در افراد كارشناسي و كمترين در كارشناسي ارشد بوده و همچنين بيشترين استرس مربوط به متاهلين و كمترين مربوط به مجردين بوده است. بيشترين استرس در پرستاران با سابقه كاري 15-11 سال(2/65%) و كمترين ميزان استرس با سابقه كاري 16 سال و بالاتر(25%) بوده است. بيشترين ميزان استرس در پرستاران با نوبت كاري ثابت شب و كمترين ميزان استرس در پرستاران داراي نوبت كاري ثابت عصر بوده است. بيشترين ميزان استرس در پرستاران شاغل در بخشهاي اتاق عمل و ويژه و كمترين ميزان استرس در بخشهاي رواني و دفتر پرستاري بوده است. بر اساس يافته ها مي توان نتيجه گرفت كه ميزان استرس در پرستاران بالا مي باشد.(27)

 

در مطالعه نويديان و همكارانش (1382) كه به منظور بررسي عوامل تنش زاي شغلي و رابطه آن با سلامت عمومي در كاركنان پرستاري بخش فوريت هاي پزشكي بيمارستانهاي زاهدان انجام شد. اين مطالعه توصيفي و تحليلي با نمونه گيري به روش سرشماري روي 63 نفر از كاركنان پرستاري بخش فوريت هاي پزشكي كليه بيمارستانهاي شهر زاهدان انجام گرفت و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد سلامت عمومي گلدبرگ فرم 28 سؤالي و پرسشنامه عوامل تنش زاي مديريتي، فردي، مراقبتي، بين فردي و فيزيكي جمع اوري گرديد. نتايج نشان داد كه بيشترين عوامل تنش زا در افراد مورد مطالعه، به ترتيب عوامل تنش زاي مراقبتي(54/2) و عوامل تنش زاي مديريتي(28/2) بودند و شدت عوامل تنش زا در گروه پرستاران بيشتر از بهياران مشاهده گرديد، به طوري كه ازمون آماري تي در مورد عوامل مديريتي(02/0=p) و عوامل فردي(03/0=p) تفاوت معناداري نشان داد. آزمون ضريب همبستگي پيرسون بيانگر همبستگي منفي (3/0– =r) بين سلامت عمومي كاركنان و ميزان استرس هاي شغلي آنان بود. با شناسائي مهم ترين عوامل تنش زاي در كاركنان بخش فوريت هاي پزشكي در اين مطالعه، لزوم بازنگري و اصلاح ساختارهاي مديريتي و كاهش عوامل تنش زاي فردي و مراقبتي از سوي مسئولين مربوطه، مي تواند به كاهش فشارهاي رواني و ارتقاي سطح سلامت عمومي و در نتيجه كاهش فرسودگي شغلي پرستاران كمك نمايد.(28)  جداول مربوطه به ترتيب بيان كننده ميانگين و انحراف معيار هر يك از عوامل تنش زا مي باشد:

 

در مطالعه اي كه توسط قاسمي و عطار با هدف بررسي شدت عوامل استرس زاي شغلي پرستاران بيمارستانهاي شهرهاي بابل ، ساري و بهشهرانجام شد. اين پژوهش از نوع توصيفي، همبستگي مي باشد. پس از مطالعه نظريات مختلف و مصاحبه با پرستاران، نمونه گيري به روش تصادفي طبقه بندي شده بر روي 170 نفر از پرستاران شاغل در بخشهاي مختلف شهرستانهاي بابل، بهشهر، و ساري و با هدف تأثير گذاري 7 عامل انجام شد.براي گردآوري اطلاعات از پرسشنامه استاندارد شده استرس پرستاران استفاده گرديد. يافته ها نشان داد كه بيشتر پرستاران (48/76درصد) استرس در حد متوسط را تجربه كرده اند.بعلاوه امتياز اجزاء و امتياز كلي استرس شغلي ارتباط مثبت آماري داشتند. عامل تعارض با پزشك بيشترين ارتباط با شدت كلي استرس شغلي پرستاران نشان داد. سپس با توجه به نتايج اين پژوهش، استفاده از شيوه هاي مناسب پيشگيري و مقابله، در دو بعد فرد و سازمان براي كاهش استرس شغلي پرستاران پيشنهاد مي شود.(19)  ارتباط بين اجزاء استرس شغلي با امتياز كل استرس در جدول ذيل آورده شده است:

عامل استرس زا                   ميانگين                انحراف معيار                     نتايج آماري

مرگ و رنج بيماران           19/5                         67/0                    651/0=r و001/0> p

تعارض با پزشك               15/3                         16/1                     753/0=r و001/0> p

كمبود منابع حمايتي           86/1                         6/0                           5/0=r و001/0> p

اضافه كاري اجباري           02/2                        81/0                     501/0=r و001/0> p

عدم اطمينان از درمان         58/2                      10/1                      162/0=r و001/0> p

باركاري                            21/4                        18/1                     702 /0=r و001/0> p

تعارض با پرستاران            29/3                        03/1                     682 /0=r و001/0> p    

 

رضائي و همكارانش (1385) در مطالعه اي با هدف ارتباط بين تنش شغلي با حمايت اجتماعي پرستاران انجام دادند جامعه پژوهش پرستاران شاغل که صرفا کار باليني انجام مي دادند و حداقل 6 ماه سابقه کار داشتند، بودند. تعداد نمونه 373 پرستار بود که به طور تصادفي انتخاب شدند. براي گردآوري داده ها از پرسشنامه هاي اطلاعات دموگرافيک، تنش شغل پرستاري تافت گري و اندرسون و حمايت اجتماعي McCain و Marklin استفاده شد. يافته ها نشان داد كه در موقعيت هاي مختلف شغلي براي 59 درصد پرستاران، از تنش زياد، براي 37 درصد، از تنش متوسط برخوردار بود. ارتباط معني داري بين تنش شغلي پرستاران و حمايت اجتماعي دريافت شده بدست نيامد. بين ويژگي هاي دموگرافيک فقط سن با تنش شغلي، ارتباط معني داري با تنش شغلي وجود داشت   (P<0.04 و (r=-0.01. 85 درصد پرستاران، حمايت دريافت شده از سوي همکاران، سرپرستاران و سوپروايزرها را متوسط، و 4.3 درصد اين حمايت هاي را کم ذکر کرده بودند. بين حمايت اجتماعي و نوع شيفت ارتباط معني دار وجود داشت (P=0.01). محققين بيان كردند كه  پرستاري از مشاغل پرتنش است و اکثر پرستاران در محيط هاي پرتنش کاري از حمايت اجتماعي کافي برخوردار نيستند. در حالي که توسعه حمايت اجتماعي احتمالا منجر به کاهش تنش شغلي خواهد شد.(5)

 

عبدي و همكارانش (1379)  مطالعه اي با عنوان استرس شغلي در پرستاران انجام دادند  اين مطالعه پژوهشي از نوع توصيفي است که به صورت مقطعي به منظور تعيين ميزان استرس شغلي پرستاران شاغل در پنج بيمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکي شهيد صدوقي يزد انجام شده است. جامعه مورد مطالعه 96 پرستار فارغ التحصيل در رشته پرستاري در مقاطع فوق ديپلم، ليسانس و فوق ليسانس بوده است. ابزار گرد آوري داده ها پرسشنامه اي استاندارد شامل دو بخش مربوط به مشخصات فردي و سوالات سنجش استرس شغلي مي باشد. نتايج اين مطالعه نشان داد که علايم استرس شغلي از جمله افسردگي، دوري گزيني از بيماران، غيبت و کاهش کيفيت کاري در پرستاران بايد مورد توجه بيشتر قرار گرفته و حمايت هاي اجتماعي و مديريتي در محيط کار در جهت کاستن ميزان استرس و اثرات مخرب آن در دستور کار قرار گيرد. يافته هاي اين پژوهش نشان داد که مهمترين منابع استرس زا شامل، تناقض در وظايف، کمي وظايف، فشار رواني و فشار حرفه اي مي باشد. در بررسي منابع تطابقي نيز معلوم گرديد که افراد مورد مطالعه، منابع تطابقي موثري جهت مقابله با استرس شغلي ندارند.(29)

 

عبدي و شهبازي (1380) نيز مطالعه اي با هدف استرس شغلي در پرستاران شاغل در بخش مراقبتهاي ويژه و ارتباط آن با فرسودگي شغلي آنها انجام دادند اين مطالعه پژوهشي از نوع همبستگي است كه به منظور بررسي ميزان استرس ناشي از محيط كار و ارتباط آن با فرسودگي شغلي پرستاران شاغل در بخش هاي مراقبت هاي ويژه بيمارستانهاي شهر يزد انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه 24 نفر پرستار فارغ التحصيل در رشته پرستاري در مقاطع فوق ديپلم، ليسانس و فوق ليسانس بوده است ابزار گردآوري داده ها، پرسشنامه استاندارد شامل سه بخش مربوط به مشخصات فردي، سوالات بخش استرس شغلي و سوالات فرسودگي شغلي مي باشد نتايج اين مطالعه نشان داد كه ازنظر ابعاد استرس شغلي (بار كاري نقش، بي كفايتي نقش، دوگانگي نقش، مسووليت، محيط فيزيكي، محدوده نقش) پرستاران بيشترين استرس را در بعد محيط فيزيكي تجربه كرده اند و همچنين از نظر ابعاد فرسودگي شغلي (تحليل عاطفي، مسخ شخصيت، فقدان موفقيت فردي) ميزان استرس بالايي مشاهده نشد و در ارتباط با متغيرهاي زمينه اي مثل (سن، جنس، وضعيت تاهل) بين موفقيت فردي و وضعيت تاهل ارتباط معني دار مشاهده شد. ارتباط با ابعاد استرس شغلي و ابعاد فرسودگي شغلي، بين بي كفايتي نقش، محدوده نقش و مسووليت و تحليل عاطفي از ابعاد فرسودگي شغلي ارتباط معني دار مشاهده شد يافته دراين پژوهش اين بود كه از ابعاد فرسودگي شغلي (تحليل عاطفي) بيشتر تحت تاثير ابعاد استرس شغلي قرار گرفته است. بنابراين بايد به نمود علايم آن در پرستاران شاغل در بخش هاي مراقبت ويژه توجه بيشتري مبذول شود.(30)

 

ملازم و همكارانش (1384) مطالعه اي با عنوان  برخي عوامل تنش زاي شغلي و درجه تنش زايي آنها از نظر پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني استان كهگيلويه و بويراحمد انجام دادند اين پژوهش يك مطالعه توصيفي ـ تحليلي و مقطعي مي باشد. جامعه پژوهش شامل كليه 142 نفر کارشناس پرستاري است كه در زمان انجام پژوهش يعني سال 1381 در بيمارستان هاي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني استان كهگيلويه و بويراحمد مشغول به كار بوده اند. ابزار گردآوري اطلاعات از پرسشنامه كوپر و توصيف شغل اقتباس شده بود كه پس از تكميل، داده هاي جمع آوري شده با استفاده از نرم افزار SPSS  مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. بر اساس نتايج حاصل از پژوهش، شديدترين عوامل تنش زاي شغلي در پرستاران به ترتيب شامل؛ عدم رضايت از ميزان حقوق و مزايا (5/72 درصد)، حجم زياد كار (3/61 درصد)، انجام وظيفه در روزهاي تعطيل (1/52 درصد)، عدم مقبوليت شغل در جامعه (4/51 درصد) و اختلال در خواب و استراحت (7/50 درصد) بوده و وجود وسايل جديد در محيط كار و عدم آگاهي از كاربرد آنها (4/20 درصد) و كمبود مهارت در رابطه با شغل (1/14 درصد) به عنوان عواملي كه كمترين تنش را در پرستاران ايجاد مي نمايند، تعيين گرديد. همچنين مقايسه ميانگين هاي نمرات عوامل تنش زاي نمونه هاي مورد پژوهش برحسب شهرستان و بيمارستان محل خدمت با آزمون آناليز واريانس اختلاف معني دار آماري را نشان داد (05/0 p<). در بررسي هاي آماري، ضريب همبستگي پيرسون مبين وجود ارتباط مثبت و معني دار بين تعداد فرزندان و تنش (05/0 p<) و بين سن و تنش (05/0 p<) بود. يافته هاي ديگر پژوهش نشان داد كه بين جنس، نوع بخش، سابقه خدمت، نوع استخدام، وضعيت تاهل، ميزان حقوق و مزايا و بومي بودن با تنش ارتباط يا اختلاف معني دار آماري وجود نداشت.
نتيجه گيري: با توجه به اين كه تنش در پرستاران به طور بالقوه نتايج زيان آوري به دنبال خواهد داشت و تعادل جسمي و رواني افراد را بر هم زده و كارايي آنان را در ابعاد مختلف كاهش مي دهد، لذا با عنايت به نتايج اين پژوهش مي بايد مسوولان در جهت كاهش عوامل تنش زايي مانند؛ عدم رضايت از حقوق و مزايا، حجم زياد كار و … اقدام نمايند.(31)

 

يعقوبيان و سعادت (1381) مطالعه اي با عنوان بررسي تنيدگي شغلي پرستاران شاغل در بيمارستان هاي شرق استان مازندران انجام دادند اين پژوهش به روش توصيفي 339 نفر از پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دولتي، خصوصي، آموزشي و غيرآموزشي در سال 1378 انجام گرفت. نمونه گيري در بيمارستان هاي بهشهر، ساري و قائم شهر با مراجعه به بخش هاي عمومي و ويژه به طور تصادفي با در دست داشتن فهرست اسامي پرسنل پرستاري انجام پذيرفت. براي دستيابي بهتر به نمونه ها و با استفاده از فرمول حجم نمونه،نيمي از جامعه پژوهش به عنوان نمونه انتخاب گرديد. روش جمع آوري اطلاعات، پرسشنامه اي مشتمل بر دو بخش خصوصيات فردي و حرفه اي و 33 سوال درباره عناوين تنيدگي شغلي بوده است؛ به هر گزينه امتياز 0 تا 3 تعلق مي گرفت. يافته هاي اين بررسي نشان داد كه ميزان تنيدگي شغلي اكثر (72.86 درصد) پرستاران شاغل در بيمارستان هاي شرق استان مازندران در حد متوسط است و بين ميزان تنيدگي شغلي و ويژگي هاي فردي و حرفه اي تنها در دو مورد (نوبت كاري و شغلي و منبع درآمد ديگر) ارتباط آماري مشاهده گرديد. با توجه به اين كه درصد زيادي از پرستاران داراي حد متوسطي از تنيدگي هستند، راه كارهاي مقابله با تنيدگي (به عنوان پيشگيري) از جمله حمايت هاي اجتماعي و حرفه اي پيشنهاد مي گردد.(32)

 

در مطالعه ديگري كه صمد پور وكيان مهر (1385)با عنوان بررسي عوامل تنش زاي شغلي پرستاران شاغل در بخش هاي داخلي و جراحي بيمارستانهاي شهر زنجان انجام دادند مطالعه آنها يك مطالعه توصيفي است كه در آن با استفاده از روش سرشماري طي يك مرحله به كليه پرستاران و بهياران شاغل در بخش هاي داخلي، جراحي پرسشنامه اي شامل اطلاعات دموگرافيك و 51 سوال كه با استفاده از پرسشنامه گري- تافت و آندرسون (1981) تهيه شده بود، ارايه شد. اعتبار پرسشنامه با استفاده از روش اعتبار محتوا و پايايي آن با استفاده از ضريب آلفاي كرونباخ (a=0.95) تعيين گرديد و براي آناليز آماري داده ها از نرم افزار اس پي اس اس استفاده شد.بر اساس يافته ها  عوامل تنش زاي شغلي در پرستاران دو بخش داخلي و جراحي به صورت زير بوده است: عامل اول "درد، رنج و مرگ بيمار"، عامل دوم "مسايل و مشكلات در ارتباط با پزشكان"،‌ عامل سوم "عدم آمادگي و مهارت كافي براي برآورده كردن نياز بيمار و خانواده وي"، عامل چهارم "مسايل و مشكلات در ارتباط با همكاران پرستار، سرپرستار و سوپروايزر"، عامل پنجم "كار اضافه، زياد و نامناسب بودن محيط كار" عامل ششم "عوامل نگران كننده و نامطمئن درماني"،‌ پرستاران بخش هاي داخلي و جراحي را دچار تنش "زياد" و "خيلي زياد" كرده است. هيچ كدام از پرستاران از عامل هفتم "كمبود حمايت بين فردي (كاركنان)"، دچار تنش "تاحدودي"، "زياد" و "خيلي زياد" نشده اند. همچنين متغيرهايي مانند سن و سابقه كار روي ميزان تنش ناشي از كل عوامل تنش زاي شغلي در دو گروه پرستاران بخش هاي داخلي و جراحي ارتباط معكوس و معني داري داشته است. نتايج نشاندهنده اين است كه عوامل تنش زاي شغلي مانند درد، رنج و مرگ بيمار، كار اضافه، زياد و عوامل نگران كننده و نامطمئن درماني در پرستاران بخش هاي داخلي و جراحي به ترتيب از ساير عوامل همچون كمبود حمايت بين فردي و عدم آمادگي كافي براي برآورد كردن نياز بيمار و مراقبت از وي، تنش بيشتري ايجاد كرده است.(33)

 

مهرابي و همكارانش(1384) مطالعه اي با عنوان بررسی شدت برخی عوامل استرس زای شغلی در پرستاران دانشگاه علوم پزشكي اصفهان انجام دادند پژوهش فوق از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه بندی شده بر روی 170 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای مختلف که معیار ورود به پژوهش را داشتند انجام شد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامهاستانداردشده تافت- اندرسون استفاده گردید. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که اکثر پرستاران (47/73 درصد) استرس در حد متوسط را تجربه کرده ا ند. به علاوه بین امتیاز اجزا و امتیاز کلی استرس شغلی ارتباط مثبت آماری مشاهده گردید و عامل تعارض با پزشک بیشترین ارتباط را با شدت کلی استرس شغلی پرستاران نشان داد. بین ویژگیهای دموگرافیک، فقط عامل وضعیت تاهل و ساعت کاری با شدت استرس شغلی رابطه معنی دار آماری داشت ( 1 00/0P<) با توجه به نتایج این پژوهش، استفاده از شیوه های مناسب پیشگیری و مقابله، در دو بعد فرد و سازمان در جهت کاهش استرس شغلی پرستاران پیشنهاد می گردد.چنانچه عطار نیز در پژوهش خوداستفاده از کمک و همدلی،همکاری نزدیکان و استفاده از روشهای آرام سازی و ورزش منظم را جهت کاهش استرس در پرستاران ارائه نموده است.
همچنين نتايج نشان داد كه در بين اجزاء استرس شغلي، عامل درد و رنج بيماران با ميانگين 59/12 و باركاري با ميانگين 47/9 بيشترين امتياز را داشتند و از طرفي بين تمام اجزاء استرس شغلي از جمله تعارض با پزشك، عدم آمادگي كافي، كمبود منابع حمايتي، تعارض با ساير پرستاران، بار كاري، عدم اطمينان در مورد درمان و امتياز كلي استرس ارتباط مثبت و معناداري مشاهده شد. (1 00/0P<) و از ميان تمام عوامل استرس زا، عامل تعارض با پزشك بيشترين همبستگي آماري را با كل استرس شغلي نشان داد(753/0=r و001/0> p)(34)
 
اعتمادي(1383) مطالعه ديگري با عنوان مقايسه و ارتباط استرس شغلي با ابعاد رضايت شغلي پرستاران سي سي يو كار و عادي بخشهاي قلب بيمارستانهاي دانشگاه هاي علوم پزشكي تهران و ايران انجام داد. 110 نفر پرستار سي سي يو كار و 110 نفر پرستار عادي در پژوهش شركت داشتند. نتايج نشان داد كه استرس شغلي در پرستاران سي سي يو كار بيشتر از پرستاران عادي قلب است. ميانگين رضايت شغلي و ابعاد انگيزشي آن در پرستاران سي سي يو كار كمتر ار از گروه مقابل بود و در هر دو گروه بين استرس شغلي و رضايت شغلي رابطه معكوس و معناداري وجود داشت. بعلاوه پرستاران كم تجربه و جوان استرس شغلي بيشتر و رضايت شغلي كمتري داشتند و پرستاران شب كار از استرس بيشتر و رضايت شغلي كمتري نسبت به ساير شيفت ها بر خوردار بودند.(35)

حرفه پرستاري از يكسري فعاليت ها و روابط بين فردي تشكيل شده است كه اغلب استرس زا مي باشد. مجبور شده به قبول مسئوليت هائي كه فرد براي آن آمادگي ندارد ، كار كردن با افرادي كه صلاحيت ندارند، تضاد با همكاران، كار كردن در محيطي كه سوپروايزرها و مديران از كاركنان حمايت نمي كنند  از جمله مواردي است كه استرس زا شناخته شده است، اين استرس ها با انتظاراتي كه از پرستاران مي رود بيشتر مي شود. براي مثال پرستاران در درون خود احساسات و واكنشهاي منفي داشته باشند بايستي در نقش خود رفتارها و بيانات كلامي مثبت و حمايت كننده بكار ببرند(5)

پذيرا شده احساسات و واكنش بيماران يك اصل كليدي و مهم در ارائه مراقبت هاي پرستاري است كه منجر به پاسخ مثبت از جانب بيماران مي شود، در حاليكه اين امر يك عامل مهم استرس شغلي پرستاران به حساب مي آيد. از طرف ديگر اگر چه مراقبت كردن از افراد مبتلا به بيماري از نظر انساني كار با ارزشي است اما زمانيكه تلاشهاي پرستاران را در جهت كمك كردن به آنها را تشخيص نمي دهند مي تواند بسيار استرس زا باشد. علاوه بر پاسخگوئي به حالات فيزيكي و روانشناختي بيماران، امروزه به دليل استفاده از تكنولوژي پيشرفته، نيازمنديهاي شغلي هم در آنها افزايش يافته است (5)

 

بر اساس يافته هاي حاصل از مطالعات دكر شده  12 سال اخير مهمترين عوامل استرس زا به شرح ذيل مي باشد:

*    درد، رنج و مرگ بيمار

*    تعارض با پزشك و همكاران

*    عدم آمادگي و مهارت كافي براي برآورده كردن نياز بيمار و خانواده وي

*    مسايل و مشكلات در ارتباط با همكاران پرستار، سرپرستار و سوپروايزر

*    كار اضافه، زياد و نامناسب بودن محيط كار

*    عوامل نگران كننده و نامطمئن درماني

*    كمبود حمايت بين فردي (كاركنان )

*    تناقض در انجام وظايف و مسئوليت ها

*    كمبود منابع حمايتي و عدم درك مشكلات از سوي مديران و مسئولين

*    محيط كار

*    دستمزد ناكافي

*    تأثير مشكلات بر زندگي خصوصي افراد تعارض خانواده با كار و برعكس

*    نداشتن امنيت شغلي

*    كمبود تجهيزات و در دسترس نبودن وسايل و امكانات كافي

*    شيفت هاي كاري شب

*    بي تجربگي در برخورد با بحرانها در پرسنل جوان

 راهكارهاي پيشنهاد شده در مطالعات انجام شده بر اساس الويت شامل

*    بهبود شرايط محيط كار و آموزش مهارتهاي مقابله اي در بعد فردي و سازماني

*    آموزش مهارتهاي ارتباطي و مديريت تعارض جهت بهبود ارتباط بين همكاران

*    حمايت اجتماعي و مديريتي در محيط كار

*    آموزش مداوم پرسنل جهت به روز كردن اطلاعات علمي و عملي

*  ارزيابي روانشناختي و ميزان عملكرد اجتماعي در انتخاب پرستل و بكارگيري مشاوران مجرب جهت تأمين بهداشت رواني پرسنل

*    كمك و همدلي همكاران و نزديكان و خانواده در حل مشكلات

 

 

 

 

منابع

1- فرهاديان منصوره. بررسي ارتباط تنيدگي شغلي با رضايت شغلي پرستاران بخشهاي ويژه بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشكي تهران. پايان نامه كارشناسي ارشد، تهران: دانشكده پرستاري و مامائي تهران، 1375: 6-5، 22،193.

2- حق شناس حسن. رضائيان محمو، صنعي بهرام، هوشمند اشرف السادات. بهداشت رواني و رضايت مندي شغلي كاركنان بهشت زهرا. مجله پژوهشي حكيم. زمستان سال 82؛ دوره ششم، سال چهارم: 58.

3- اسدي حسن. تحليل عوامل تنيدگي شغلي سازماني و مديريتي در مديران سازمان تربيت بدني كشور. حركت. پاييز سال 1378؛ سال اول، شماره2.

4- Rice Philip L. stress and Health. Brooks/Cole Publishing Company; 1998. P 194-207.

5- رضائي، شادي. بررسي تآثير آموزش مهارتهاي ارتباطي بر ميزان استرس شغلي پرسنل پرستاري شاغل در مراكز توانبخشي شهرستانهاي ري، شميرانات، تهران 1382، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي. 1383.

6- حيدري سيده اشرف. تنيدگي در پرستاري. پرستاري و جامعه، 14:1

7- مشهدي حسن علي، عريضي حميد رضا. مقايسه مسيرهاي انگيزشي شغلي در معلمان مدارس استثنائي و عادي. آموزه. پيش شماره ششم: 3.

8-  سوري حميد، حاتمي سعد آباد عليرضا. استرس هاي شغلي در زنان شاغل اهوازي. مجله پژوهشي حكيم بهار سال 82؛ دوره ششم، شماره اول: 69-65.

9- Zautcke JL, Neylan VD, Hart RG. Stress in the emergency department clerical staff. J Emerg Med. 1996 Mar-Apr; 14(2): 247-9.

10- Hinds PS, Sirvastava DK, Randall EA, et al. Testing the revised atress-response sequence model in pediatric oncology nurses. J Pediatr Oncol Nurs. 2003 Sep-Oct; 20(5): 213-32.

11- Muscroft J, Hicks C. A comparison of psychiatric nurses and general nurses reported stress and counseling needs: a case study approach. J Adv Nurs. 1998 Jun; 27(6): 1317-25.

12- Parker PA, Kulik JA. Burnout, self-and supervisor-related job performance, and absenteeism among nurses. J Behav Med. 1995 Dec; 18(6): 581-99.

13- Clark S, Goetz D. Unrelieved job stress can lead to burnout. Radiol Technol. 1996 Nov-Dec; 68(2): 159-60.

14- Ashforth BE, Kreiner GE. Normalizing emotion in organization: making the extraordinary seem ordinary. Human Resource Management Reviev. 2002; 12(2): 215-35.

15- ويسي مختار، عاطف وحيد، كاظم محمد، رضائي منصور. تأثير استرس شغلي بر خشنودي و سلامت رواني: اثر تعديل كننده سرسختي و حمايت اجتماعي. فصلنامه انديشه و رفتار. سال 1379؛ شماره 23 و 22: 70-78.

16- لوتائزف. رفتار سازماني. ترجمه سرمد غلامعلي، چاپ اول، تهران: مؤسسه بانك داري ايران، سال 1372: 222.

17- Cole D, Nelson L. Stress at work: The relationship between hope and health in hospital nurse. Psychosocial Nursing 2001; 26(4): 7-18.

18- يعقوبيان محبوبه، جنتي يدالله. بررسي وضعيت تنيدگي شغلي در پرستاران شاغل در بيمارستانهاي استان مازندران 1378. مجله دانشكده پرستاري و مامائي همدان، شماره 19، 1380. 27.

19- قاسمي سيد احمد، عطار مرتضي.  بررسي شدت عوامل استرس زاي شغلي پرستاران بيمارستانهاي شهرهاي بابل، ساري و بهشهر. سايت مهندسي بتسا..www.betsa.ir

20-راس، آر، رندال. آلتايمر، اليزابت. . استرس شغلي. ترجمه غلامرضا خواجه پور. چاپ دوم. انتشارات مديريت صنعتي. تهران. 1382.

21- سنچولي مهناز. استرس شغلي (ماهيت و عوانل زمينه ساز و راهكارهاي مقابله اي). مركز علمي كاربردي بهزيستي خراسان رضوي. واحد مشاوره. پاييز 1386.

22- فرهنگي علي اكبر. دقيقي رضا. تنش در محيط كار. مؤسسه انتشاراتي نگرش روز. چاپ اول. 1376.

23- رسولي نژاد سيامك. حافظان سلامت خود در معرض آسيب هستند. هفته نامه اتيه. شماره 662، دوشنبه 6 خرداد ماه 1387.

24- Lee I, Wang H. Occuoational stress and related factor in public. Health nurses. J Nursing Research 2002; 10(4): 253-260.

25- Frsnchi M, Kaplan R. Job stress among nursing personal in dialysis unit. J Nursing Research 2003; (3): 150-159.

 

26- رحيمي ابوالفضل، احمدي فضل ا..، آخوند محمد رضا. بررسي ميزان و عوامل مؤثر بر تنيدگي شغلي پرستاران شاغل در برخي از بيمارستاهاي شهر تهران. فصلنامه علمي و پژوهشي حيات. سال دهم شماره 22 پاييز 1383.

27- خداويسي مسعود، محمدي ناهيد، اميدي افسر. بررسي ميزان استرس شغلي در پرستاران بيمارستانهاي شهر همدان. مجله علمي دانشكده پرستاري و مامائي همدان. شماره 24. سال13. زمستان 84.

28- نويديان علي، مسعودي غلامرضا، موسوي سودابه. بررسي عوامل تنش زاي شغلي و رابطه آن با سلامت عمومي در كاركنان پرستاري بخش فوريت هاي پزشكي بيمارستانهاي زاهدان. فصل نامه علمي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه سال نهم. شماره سوم. پاييز 1384.

29- عبدي هما,كلاني زهره,حرازي محمدعلي. استرس شغلي در پرستاران.  مجله دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني شهيد صدوقي يزد زمستان 1379; 8(4):17-21.

30- عبدي هما,شهبازي ليلي. استرس شغلي در پرستاران شاغل در بخش مراقبتهاي ويژه و ارتباط آن با فرسودگي شغلي آنها. مجله دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني شهيد صدوقي يزد پاييز1380; 9(3):63-58.

31- ملازم زهرا,محمدحسيني سيما,كريمي زهره,زاده باقري قادر. برخي عوامل تنش زاي شغلي و درجه تنش زايي آنها از نظر پرستاران شاغل در بيمارستان هاي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني استان كهگيلويه و بويراحمد. ارمغان دانش پاييز 1384; 10(3). 103-95.

32- يعقوبيان محبوبه,پرهيزگار سعادت. بررسي تنيدگي شغلي پرستاران شاغل در بيمارستان هاي شرق استان مازندران. ارمغان دانش بهار 1381; 7(25):13-20.

33- صمدپور املشي طيبه ,كيان مهر جواد. بررسي عوامل تنش زاي شغلي پرستاران شاغل در بخش هاي داخلي و جراحي بيمارستانهاي شهر زنجان. نشريه دانشکده پرستاري و مامايي . زمستان 1385. 16(55): 45-37.

34- مهرابي طيبه، پروين ندا، يزداني محسن، آسمان رفعت ناهيد. بررسي شدت برخي عوامل استرس زاي شغلي در پرستاران، مجله دانشكده پرستاري و مامائي اصفهان. بهار 1384. شماره 27.

35- اعتمادي ثريا. مقايسه و ارتباط استرس شغلي با ابعاد رضايت شغلي پرستاران سي سي يو كار و عادي بخشهاي قلب بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشكي تهران و ايران. پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشكده پرستاري و مامائي دانشگاه تهران. 1383.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]  Job stress

[2]  Rice  

[3]  Hans  Selye

[4] Wilkinson

[5]  Zautchke

[6]  Hinds

[7]  Muscorft and Hicks.

[8]  Burnot

[9]  Desenso and David

[10]  Cole

[11]  Johnson

[12]  Acute

[13]  Lee & Wang

[14]  French & Kaplan

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط mmahbobinia  |